تبليغاتX
خط خطی های شبانه ..حرف هایی از جنس نگفتن

خط خطی های شبانه ..حرف هایی از جنس نگفتن

من/اینجا/ به وقت زندانم/.....

در عادت ماهیا نه ی زمان

از تیک تاک ساعت

سرازیر میشود تاریخ

و در تو

 کسی به رنگ مات

ایستاده است

زنی که اندیشه های عریان را

دید میزند

اینجا هوا از

باران اسیدی باردار است

و غباری که بالا میاورد

بر پیشانی شهر

لطفا مارا بشویید!!!

این را کودکی نوشت و فرار کرد!!

 

 

نوشته شده در 5 Nov 2010ساعت 3 PM توسط نیوشای راز| |

تمام ادم برفی ها

بوی باروت میدهند

و  گلوله هایی که چیده شده اند

به جای دکمه

و برفی ترین دروغ ها یی که

بزرگتر میکند این هویج قرمز را

کلاغ هایی که دور سرش میچرخند

و افتاب که امید دارد عمود بتابد روزی

تنم را شسته اند

پهن کرده اند روی طناب

و زجه ای میچکد در لگنی که گذاشته اند

چکه چکه چکه.....

زنی حراج میشود

سرخی قلبش به شرط چاقو

نوشته شده در 1 Nov 2010ساعت 7 PM توسط نیوشای راز| |

Design By : Night Melody