تبليغاتX
خط خطی های شبانه ..حرف هایی از جنس نگفتن
برای توصیف چشم هایت باید هزاران شب یلدا را به هم پیوند زد.......و آنگاه عمیق به آن اندیشید...
باران می بارد

باران هرشب با قدمهای فرشتگان به روی سنگفرش کوچه اوج می گیرد

پنجره را باز می کنم

ماه می چکد به روی گونه ام...

نه ساده نیست هاج و واج خیره شدن...

چگونه می توان نگاه کرد و ندید؟

دیشب باران بر سرانگشتان خار دیده ی دخترک بزرگراه گل بوسه میکاشت

پسرک  گرسنه ای دیشب خدا را نقاشی می کشید وقتی گام های بی تفاوت زیر چترها ی رنگین

کوچه را می نواختند.......

اه   نه  باور کنید ساده نیست هاج و واج خیره شدن....

و من امشب بغض بارانی خویش را بر حس باطله ی این پاره کاغذ های کاهی می ریزم

و سرم چون حس پوچ  هرز علف در باد گیج می رود

ساده نیست هاج و واج خیره شدن....

وجدان ورطه ی ابهام  چاکراه ادراک مسیر سبز جنون انجا که صاف می زند به رگ

سری به انجا بزن

وتو هم میفهمی ساده نیست

هاج و واج

خیره شدن.........

 

+ نوشته شده در  16 Mar 2008ساعت 11 PM  توسط نیوشای راز | 
هوا سرد شده. می دانم که آسمان نگاهم میکند.وسعت آسمانم به اندازه ی

 قاب همین پنجره است نه بیشتر نه کمتر .نگاهش می کنم ستاره ها در

 

گوش هم پچ پچ می کنند ومن رابا انگشت اشاره ی نقره ای رنگ شهاب

سنگی به ماه نشان می دهند و ماه می خندد به حال دیوانه ای چون

من.اتاق تاریک است و چشم دوختم به آسمانی که یک روزتو را در وسعت

دامنش گم کردم.و هرچه گشتم چین های دامنش پر ترو پرتر شد.و هر چه

پرتر شد بیشتر گمت کردم.وقتی از کنارم می گذری نمیدانم دیگر چرا نمی

شناسمت غریبه شدم برای تو و گم شدی در آشنای خودت و نمی جویی

 

گم شده ات را. من که مثل تو به آسمان نرفته ام همین جا هستم نگاه کن

روی همین زمین خاکی.برای یافتنم باید سر به زیر افکنی و اما من باید برای

یافتنت

 از همین قاب پنجره به دنبال نشانه ای ازتوبه آسمان بنگرم .چه تفاوت

عظیمی  زمین تا آسمان فاصله.

 

+ نوشته شده در  5 Mar 2008ساعت 11 PM  توسط نیوشای راز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نه برانمش!!...

نه در بر گیرمش!!....

غم است دیگر!!..

چه بگویم از حریفی که منش نمیگزینم؟

نزنم نمک به زخمی که همیشگیست..باری!

که نه خسته ی نخستین......

نه خراب آخرینم...

پیوندهای روزانه
سر تسلیم من و خاک در میکده ها
جشم هایم انتظارت را می کشند
دیباچه زرین (علی عزیز)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
11/21/2008 - 12/20/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
پیوندها
الف لام میم
hoo1001
هیچ اگر سایه پذیردما همان سایه ی هیچیم(حسن )
عشق(محمد )
بهار برفی(سعید)
دیبا چه زرین (علی)
سر تسلیم من و خاک در میکده ها(ایمان)
هفت آرزو (مسعود)
پسرک عاشق
طرفداران قلعه نوئی
یه شاعر تنها(صادق)
بهانه(محمد)
زندگی غریب(علی)
دانه(محمد صادق)
مجموعه داستان های کوتاه(مهدی)
ترانه(ابوالفضل)
هرچی دلم بخواد(عارف)
شعر و ادب و حمید
دل شکسته (بابک)
خانه نقد
غوغای عشق
خاطرات متروک
کمی تا اندکی شاعرانه
با من از عشق بگو
گیتار بابا بزرگ
زندگی(مهدی)
غروب کویر
پاره پاره(استاد قزللو)
همه چی وهیچی
پاندورا
فریاد دل(بهناز)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM