تبليغاتX
خط خطی های شبانه ..حرف هایی از جنس نگفتن
برای توصیف چشم هایت باید هزاران شب یلدا را به هم پیوند زد.......و آنگاه عمیق به آن اندیشید...
باور نخواهی کرد در این ظهر تابستان..

در جمعه ای از جمعه های خلوت تهران..

یادت مرا در شهر راه انداخته باشد .. چون نسیمی جوی آبی خیس و سرگردان...

شاید به جای شعر باید نامه بنویسم..

شاید از این معقول تر باشد ولی چندان....

شاید، ولی باید نوشت و گفت و خالی کرد ..

 

این بغض را که گریه خواهد شد به هر عنوان..

روزی پیدا کردمت روزی که گم بودم..

رفتی؟.....  ولی نه! مانده بودی در رگم پنهان!

شاید به چشمت گرگ باران دیده ای باشم

باران فراوان دیده ام اما نه این باران!

چشمی مرا عاشق نکردو عاشقی کردم..

عاشق شدن سخت است اما عاشقی آسان!

هر جا که زخمی بود زخمی از دلم جوشید..

در پاسخ لبخند خندیدند این و آن....

این عشق شاید نیست ...شاید نیست..

اما چیست؟....؟

باشد، تو نامش را به هرچه هست برگردان!

بگذار شکل مه بگیرد .. عشق اگر خورشید...

بگذار  مثل ابر ببارد  عشق اگر باران.....

بیجاست از تو انتظار عاشقی حتی...!!

تو عشق بی آغازی و من عشق بی پایان!!!...

 

 

+ نوشته شده در  19 Apr 2008ساعت 12 PM  توسط نیوشای راز | 
 ....... وآنگاه آفتابگردانی از گوشه ای طلوع کرد و به میان دل من

 سرک کشید

وما هیچ ندانستیم که آمدنش از کدامین سو بود

میدیدمش که هر روزاز سحرگاهان یکجا مینشیندو بالا آمدن خورشید را نظاره می کند

و تا شامگاهان همچنان روی بر او نگاه می دارد و با او می چرخد

آنگاه تازه دانستیم که چرا به او می گویند(آفتابگردان)

و از آنجایی که خورشید در اسطوره ها نماد حقیقت بود آفتابگردان را نکو داشتیم

و خواستیم تا با ما بماند نشان ما باشد نه به آن نشان که خود را حقیقت پنداریم..

و نه حتی به آن توهم که روی خود را به سوی حقیقت بدانیم

بلکه تنها به نشان آرزویی که در سویدای قلبمان روییدن گرفته بود

که (ای کاش می توانستیم آن گونه باشیم)

و اگر غیر از این بود عشق نمی پذیرفت  ما را...!!

 

گل افتابگردان

+ نوشته شده در  16 Apr 2008ساعت 12 PM  توسط نیوشای راز | 
من با قدمهایت آغاز می شوم وقتی که میگویی

پشت سر کسی نیست...

روبه رو تا بی نهایت پیداست

+ نوشته شده در  15 Apr 2008ساعت 2 PM  توسط نیوشای راز | 
  
+ نوشته شده در  15 Apr 2008ساعت 1 PM  توسط نیوشای راز | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نه برانمش!!...

نه در بر گیرمش!!....

غم است دیگر!!..

چه بگویم از حریفی که منش نمیگزینم؟

نزنم نمک به زخمی که همیشگیست..باری!

که نه خسته ی نخستین......

نه خراب آخرینم...

پیوندهای روزانه
سر تسلیم من و خاک در میکده ها
جشم هایم انتظارت را می کشند
دیباچه زرین (علی عزیز)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
11/21/2008 - 12/20/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
4/20/2008 - 5/20/2008
3/20/2008 - 4/19/2008
2/20/2008 - 3/19/2008
1/21/2008 - 2/19/2008
12/22/2007 - 1/20/2008
پیوندها
الف لام میم
hoo1001
هیچ اگر سایه پذیردما همان سایه ی هیچیم(حسن )
عشق(محمد )
بهار برفی(سعید)
دیبا چه زرین (علی)
سر تسلیم من و خاک در میکده ها(ایمان)
هفت آرزو (مسعود)
پسرک عاشق
طرفداران قلعه نوئی
یه شاعر تنها(صادق)
بهانه(محمد)
زندگی غریب(علی)
دانه(محمد صادق)
مجموعه داستان های کوتاه(مهدی)
ترانه(ابوالفضل)
هرچی دلم بخواد(عارف)
شعر و ادب و حمید
دل شکسته (بابک)
خانه نقد
غوغای عشق
خاطرات متروک
کمی تا اندکی شاعرانه
با من از عشق بگو
گیتار بابا بزرگ
زندگی(مهدی)
غروب کویر
پاره پاره(استاد قزللو)
همه چی وهیچی
پاندورا
فریاد دل(بهناز)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM