![]() |
![]() |
|
| برای توصیف چشم هایت باید هزاران شب یلدا را به هم پیوند زد.......و آنگاه عمیق به آن اندیشید... |
|
من وتو.
در برف به سمت گورستان سکوت پیش می رویم گاهی به روی اشکی می لغزیم زیر قدم هایمان سرما له میکنیم... می بینی؟ ستارگان هیچگاه سردشان نیست بیا تا حاشیه ی باران بدویم هرکه زودتر نفسها یش بارانی شد!!!!! برایش پیراهنی از ستاره میدوزم....! راستی ! خواب دیده ام باران می آید... ومن وتو تاآخر التماس.. تر میشویم می نشینیم وبا سهم بر باد رفته سکوت می گرییم.. می گرییم.... تا آنجا که ماهی ها بدانند همسایه ای از جنس دریا دارند...
نیوشا ۱۳۸۷.. |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نه برانمش!!...
نه در بر گیرمش!!.... غم است دیگر!!.. چه بگویم از حریفی که منش نمیگزینم؟ نزنم نمک به زخمی که همیشگیست..باری! که نه خسته ی نخستین...... نه خراب آخرینم... |
| پیوندهای روزانه |
|
سر تسلیم من و خاک در میکده ها جشم هایم انتظارت را می کشند دیباچه زرین (علی عزیز) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|